0
ثبت سفارش
تعداد
عنوان
اخبار و مقالات
  • 24
  • 279 مرتبه
روایت شجاعت شهید مدافع حرم از زبان سردار سلیمانی

روایت شجاعت شهید مدافع حرم از زبان سردار سلیمانی

دوشنبه 08 بهمن 1397

 

روایت جذاب و شنیدنی سردار سلیمانی از رشادت های یکی از مدافعان حرم در مقابل داعشیان

شجاعت شهید والا مقام حسین بادپا یکی از غیور ترین شهدای مدافع حرم

به نقل از علیرضا حجتی همرزم شهید بادپا :

بعد از مراسم تدفین پیکر پاک شهید محمد جمالک ، شهید بادپا بدنبال حاج قاسم بود و از ایشان طلب اجازه جهت حضور در سوریه داشت و بسیار اسرار کرد ولی سردار قبول نکرد و فکری به سر مبارکش خطور کرد ، همسرش را برداشت و به نزد حاج قاسم رفت و ایشان را واسطه کرد

توصیف بی قراری شهید حسین بادپا جهت حضور در سوریه از  زبان حاج قاسم سلیمانی

حسین بادپا جهت حضور در جبهه های حق علیه تکفیر بقدری عطش داشت که همسر خود را واسطه کرد و بنوعی خود را در پشت چادر این بانوی گرامی مخفی کرد و بین خود و من چادر همسرش را واسطه قرار داد تا من حیا کنم و اجازه حضور ایشان را صادر کنم

ادامه به نقل از علیرضا حجتی همرزم شهید  و شهید مصطفی صدر زاده

حسین بسیار نترس بود و هر گاه خمپاره ای از طرف داعشیان به سمت ما شلیک می شد ، هرگز به زمین نمی خوابید حتی زمانی بود که وقت نماز بود و حسین به شیخ محمد گفت که بایستید  جلو تا نماز بخوانیم و ما گفتیم حاجی اینجا نمی شود  سر بالا کنی و شما می فرمائید برخیزیم برای نماز! دشمن بالای کوه وما پایین که  کاملا به ما مشرف بودن  و در دید اونا بودیم  . ولی جواب حسین این بود که برادرا بیاین نماز چون امام حسین هم روز عاشورا نماز خواند . بالاخره نماز جماعت برپا شد  و در حین  نماز به وفور خمپاره و تیر به سمت ما می آمد چون دواعش با این صحنه نماز جماعت مواجهه شدن با لجاجت خاصی این نقطه را مورد هدف قرا می دادند و در پایان نماز شهید بادپا در آرامش کامل داشت تسبیحات می گفت انگار نه انگار که در بین حجمه سنگین گلوله هستند ما همه با کفش برای نماز حاضر شده بودیم ولی ایشان بدون کفش  و جوراب بودن .خلاصه آرامش خاصی درایشان جریان داشت گویی در مسجد محله نشسته بودند

وقتی ابراهیم تیر خورده بود شهید  بادپا با بیسیم از بالا نفربر می خواست و طبق صحبت های ضبط شده ایشان می گفتن که اگر ابراهیم را می خواهید نفربر بفرستید وقتی نفربر رسید به موقع سوارشدن ابراهیم به یکباره تمامی بچه ها افتادن روی زمین ، شهید ابراهیم دست شهید بادپا را گرفت و گفت حاجی بلند شو ، یاعلی بگو برخیز ولی صدایی از حسین بادپا نیامد و با توکلی که داشت در لحظه شهادت همانند خواب در گوشه ای آرام گرفت و دست خود را از ابراهیم جدا کرد و به خیل شهدای مدافع حرم بی بی زینب پیوستن

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط
نظرات
 
   
 

قوانین ارسال نظر

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.